نوشتن را هر ساعت و هر روز انجام بده. آن را طوری انجام بده انگار بخواهی گام‌های موسیقی را روی پیانو تمرین کنی آن را مثل کاری که قبلاً با خودت هماهنگ کرده‌ای و برنامه‌اش را ریخته‌ای انجام بده. آن را مثل قول شرفی که داده‌ای و حال باید به آن وفا کنی انجام بده. با خودت عهد کن کارهایی را به پایان برسانی.

آن لاموت

چند وقت پیش وقتی درگیر قطعه نویسی بودم در بین قطعات نوشته شده یک قطعه الهام بخش خواندم. یادم نمی‌آید نویسنده‌اش که بود اما خیلی جالب به موضوع قولهایی که به خودمان می‌دهیم اشاره می‌کرد. نویسنده نوشته بود وقتی امروز صبح آلارم گوشی را خاموش کردم یک لحظه به خودم آمدم و گفتم اگر با دیگران قرار داشتم آیا باز این کار را می‌کردم؟! من آلارم را خاموش کردم چون با خودم قرار گذاشته بودم که زود از خواب بیدار شوم!مسئله این بود که من برای قولهایی که به دیگران می‌دهیم بیشتر از قولهایی که به خودم می‌دهم ارزش قائلم.

حالا وقتی نشست‌های نوشتاری را به تعویق می‌اندازم به خودم می‌گویم اگر همین حالا با دوستی که برایت خیلی عزیز است قرار داشتی باز زنگ می‌زدی و می‌گفتی یکی دو ساعتی منتظر من بمان تا یک قسمت سریال ببینم؟

خیلی کم پیش می‌آید آدم این را بگوید. مسئله این است که ما وقتی پای خودمان در میان است جدی نمی‌گیریم. در حالیکه مهم‌ترین قولها در زندگی قولهایی است که ما به خودمان می‌دهیم. وقتی‌که به قولی که به خودت دادی عمل می‌کنی،حس پیروزی و شعف روحیه‌ی تو را می‌سازد. حس می‌کنی به زندگی تسلط داری. این تسلط داشتن مهم است. اینکه ما وقتی به خودمان فکر می‌کنیم در ذهنمان نسبت به اعمالمان بدقول نباشیم مهم است. حالا نه فقط در نوشتن در هر کاری.

اصلا یک کار دیگر.بیایید گمان کنیم نوشتن همان دوستی است که برایمان خیلی عزیز است. من فکر نمی‌کنم غیر از این هم باشد.اگر قراری با او می‌گذاریم تلاشمان را کنیم تا به آن عمل کنیم.

به قول خانم آن لاموت قول شرف بده که هر روز بنویسی. چه به نوشتن چه به خودت.