خانه۱۴۰۰-۴-۲۲ ۱۶:۱۴:۲۴ +۰۰:۰۰

تازه ترین نوشته های من

۲۱۰۴, ۱۴۰۰

هیئت مدیره‌‌ی درونی

توسط |تیر ۲۱ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: ارتباط, توسعه‌ی فردی|بدون دیگاه

تصور کنید شرکتی دارید و برای قرداد بستن با شرکتی دیگر اعضای هیئت مدیره را دور هم جمع کرده‌اید تا نظرشان را بخواهید. تصمیم آخر با شماست اما قطعاً البته اگر از آن دست مدیرها باشید که برای اطرافیانشان ارزشی قائلند،نظر هیئت مدیره در تصمیم شما بی تأثیر  نخواهد  بود. حالا فکر کنید زندگیتان همان شرکت و شما مدیر عامل و رئیسش هستید. قرار است یک تصمیم یگیرید. مثلاً با فردی ارتباط برقرار کنید. سؤالم این است اعضای هیئت مدیره‌ی شما چه کسانی هستند؟ نظرشان درباره‌ی این تصمیم چیست؟ اصلاً آیا برای نظرشان اهمیتی قائل [...]

۲۰۰۴, ۱۴۰۰

اسباب بازی در سایت خبری

توسط |تیر ۲۰ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: کپی رایتینگ, نامه ها|1 دیدگاه

سلام نامه‌ی چهارم را برایت می‌نویسم. در ادامه‌ی بحث عنوان این بار می‌خواهم در رابطه با شناخت مخاطب برایت بگویم. وقتی عنوانی را می‌نویسی یعنی هشتاد درصد کار را انجام داده‌ای.قطعاً در این هشتاد درصد باید اطلاعات کافی به مخاطبت بدهی و برای این کار نیاز داری مخاطب تو محصولت را به درستی شناسایی کنی. بعد از شناسایی باید نام گروه مخاطبت را باید در آگاهی ذکر کنی. محصولت برای چه گروهی است؟کودکان؟مادران یا پدرانشان؟یا هر سه؟اگر محصول برای همه است نباید طوری بنویسی که مثلاً مردها به راحتی از کنار محصولت رد شوند. اگر [...]

۱۹۰۴, ۱۴۰۰

شناخت بهتر محصول، راهی به سوی خلاقیت

توسط |تیر ۱۹ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: کپی رایتینگ, نامه ها|بدون دیگاه

سلام مهدیس جان بعد از چند روز تصمیم گرفتم دوباره نامه‌ای در رابطه با حوزه‌ی مورد علاقه‌مان یعنی کپی رایتینگ برایت بنویسم. در دو نامه‌ی قبل تعریفی از کپی رایتینگ و تبلیغات برایت گفتم و در رابطه با لزوم وجود یک عنوان خوب با هم حرف زدیم. امروز در قالب این نامه می‌خواهم نکات دیگری در رابطه با عنوان با تو به اشتراک بگذارم. در هنگام نوشتن عنوان یک تبلیغ خوب است به این نکته توجه کنی که عناوین پر زرق و برق به درد کار ما نخواهد خورد. عناوینی که اسمی از محصول نبرند [...]

۱۸۰۴, ۱۴۰۰

هفت تیر

توسط |تیر ۱۸ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: کاریکلماتور|بدون دیگاه

چند کاریکلماتور و جمله کوتاه از پرویز شاپور بخوانیم: ۱.با مهربانی برای قلبم پلیور بافتم. ۲.شب،روز بدون خورشید. ۳.روزها سرفه می‌کنم،شب‌ها سیاه سرفه. ۴.مغزم درگذشت و افکارم بدون سرپرست ماند. ۵.ماهی بدنش را با فواره می‌خاراند. ۶.ضمن دعوا کشیده‌ محکمی توی صورتم خوابانده ولی چون من معتقد هستم انسان همیشه باید(صورتش را با سیلی سرخ نگه‌دارد)از ته قلب از طرف تشکر کردم. ۷.تا ساعتم پیژامه نپوشد نمی‌خوابد. ۸.هفت تیر جزء حروف باصداست. ۹.دکتر معالجم پس از معاینه‌ی دقیقی که از من به عمل آورد گفت متأسفانه شما یک سال قبل درگذشته‌اید. ۱۰.سیاه پوستان هرگز در [...]

۱۷۰۴, ۱۴۰۰

معلم‌های فوق‌العاده

توسط |تیر ۱۷ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

برای من خیلی بهتر است که کتاب‌های مختلف با موضوعات متنوع بخوانم. شاید شما هم اینطور باشید.روحیه‌ی تنوع طلبی در ما انسان‌ها می‌طلبد هنگامی‌که روبروی کتابخانه‌ ایستادیم به جای برداشتن یک کتاب که یک بار خواندیم،کتابی برداریم که تا به حال نخوانده‌ایم. مدتی است این موضوع ذهن من را درگیر آیا واقعاً یک بار خواندن بعضی کتاب‌هاکافیست؟ امروز که نمایشنامه‌ی«بالاخره این زندگی مال کیه» برای بار دوم به دست گرفتم حس کردم یک تغییر محسوس در نحوه‌ی خواندن من پیش آمده. من بار اول بیشتر سعی می‌کردم به موضوع و روند داستان دقت کنم تا [...]

۱۶۰۴, ۱۴۰۰

اجازه نده دنیا از قلمت بیفتد

توسط |تیر ۱۶ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: نوشتن|بدون دیگاه

اجازه نده دنیا از قلمت بیفتد. این جمله را از بین جملاتی که به خودم توصیه کرده بودم،پیدا کردم. یادم نمی‌آید در چه شرایطی این جمله را نوشتم اما یادم می آید بحث اصلی ام با خودم این بود که نباید اجازه دهی خودت محور اصلی قلمت باشی. باید دنیا را ببینی. از آدمها احساسات و از درونشان بنویسی. در واقع با خودم می‌گقتم دنیا باید در دستانت و در قلمت باشد. شاید یکی از دلایلی که این جمله را نوشته بودم این بود که احساس می کنم در جزئی نگاری و نوشتن در مورد [...]

۱۵۰۴, ۱۴۰۰

چگونه در پنج ثانیه مخاطب را جذب کنیم؟

توسط |تیر ۱۵ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: کپی رایتینگ|بدون دیگاه

سلام مهدیس عزیز قبل از اینکه بحث اصلی امروز را شروع کنم می‌خواهم تمرینی را با هم انجام دهیم. این تمرین را از سایت شاهین کلانتری برداشتم و فکر می‌کنم بسیار مؤثر باشد. تمرین به این شکل است که ما باید تعاریف خلاقانه‌ای از کپی رایتینگ ارائه کنیم. اولین تعریفی که به ذهنم من رسید این است: « کپی رایتینگ یعنی:پولساز شدن کلمات!» حالا نوبت توست در نامه‌ی بعدی برای من در رابطه با این تعریف بنویس و خودت هم تعریفی ارائه کن. برویم سراغ بحث اصلی. در نامه‌ی قبل از تبلیغات و شاخه‌های مختلفش [...]

۱۴۰۴, ۱۴۰۰

خوشم اومد

توسط |تیر ۱۴ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: کپی رایتینگ|2 ديدگاه

سلام بر مهدیس عزیزم این نامه را از این جهت برایت می‌نویسم که شنیده‌ام می‌خواهی وارد حوزه‌ی کپی رایتینگ شوی. راستش من هم چند وقتی است که شروع کرد‌ه‌ام به خواندن کتاب در این حوزه.من و تو به هم قول داده بودیم دیده‌ها و شنیده‌هایمان را با هم در قالب نوشتن در میان بگذاریم. و این نامه نشانه‌ای است برای ماندن پای قولمان. همانطور که احتمال دارد بدانی کپی رایتینگ به معنای تبلیغ نویسی است. البته مطالعات اخیر نشان می‌دهد که یک فرق‌هایی با هم دارند. اما از آنجایی که این تفاوت‌ها کم است من [...]

۱۳۰۴, ۱۴۰۰

نظم و خلاقیت

توسط |تیر ۱۳ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

(از اتاق بیرون میایم تا یک لیوان آب بخورم. برق اتاقش هنوز روشن است.به طرف اتاقش می‌روم و در می‌زنم.) -ساعت نزدیک به دو شبه. تو هنوز بیداری؟ +آره یادم اومد امروز هیچ ننوشتم. دیگه همین الان دست به قلم شدم که یه چیزی بنویسم. -حتماً یه روز شلوغ داشتی آره؟ +راستشو بخوای نه امان از این اهمال کاری. توی کلیپای اینستاگرام غرق شده بودم. -ای بابا. +چند روزه که فک می‌کنم قلمم خشک شده. خبری از هیچ چیز خلاقانه‌ای نیست. اصن می‌دونی دست و دلم به نوشتن نمیره دیگه. -کتاب می‌خونی؟ +آره اما بی [...]

۱۲۰۴, ۱۴۰۰

بر هر درد بی درمان دواست

توسط |تیر ۱۲ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: دسته‌بندی نشده|بدون دیگاه

من آواز نمی‌خوانم چون خوشحالم؛ من خوشحالم چون آواز می‌خوانم! چند وقت پیش این جمله را در کتابی خواندم که از تأثیر حالات بدن بر ذهن می‌گفت. از آن زمان بود که صاف نشستن را جدی تر گرفتم(شاید هم اگر مثل من دوستی داشتید که تا صاف نمی‌نشستید از شما عکس نمی‌گرفت،به صاف نشستن عادت می‌کردید!) تنش‌ها و نگرانی‌ها خیلی سریع می‌توانند بر من اثر بگذارند. به محض اینکه کمی شرایط تغییر می‌کند کنترلم را از دست می‌دهم. گاهی هم انگار که از آینده آمده باشم هنوز اتفاقی نیفتاده نگران می‌شوم. امروز صبح هم از [...]

۱۱۰۴, ۱۴۰۰

دفترچه

توسط |تیر ۱۱ام, ۱۴۰۰|دسته بندی ها: نوشتن|بدون دیگاه

بعد ار پست چهار چشمی‌ها که برایتان از نوشتن در دفترچه و سفر گفتم، نوشتن در دفترچه یادداشت را جدی‌تر دنبال می‌کنم. عادتی که من تقریباً از یازده ماه پیش دارم این بود که آخر شب قبل از خواب سه صفحه‌ای گزارش روز می‌نوشتم. اما بعد از مدتی متوجه شدم با فاصله انداختن بین اتفاقات مختلف و ثبت آنها در دفترچه یادداشت خیلی از جزئیات از دستم می‌روند. به همین دلیل قراری که با خودم گذاشته‌ام و هدفی که دارم این است که نوشتن در دفترچه را در هر لحظه و هر مکانی جدی بگیرم. [...]