تشک

توسط |۱۴۰۰-۳-۲۶ ۱۴:۱۷:۲۴ +۰۰:۰۰خرداد ۲۶ام, ۱۴۰۰|نقل قول|

هپی:دلم می‌خواد یه روزی بهم بگی اون چی‌کار کرد که موفق شد. ویلی:می‌خوای رمز موفقیتشو بدونی؟برادرم می‌دونست چی می‌خواد.رفت دنبالش و گیرش اورد!رفت جنگل و موقعی که از جنگل دراومد بیست و یه ساله همه‌چی داشت.دنیا مثل صدف مروارید می‌مونه! اما این صدف رو آدم نمی‌تونه روی تشک رخت‌خواب باز کنه! قسمتی از نمایشنامه‌ی مرگ فروشنده نوشته‌ی آرتور میلر +این قسمت از نمایشنامه رو که خوندی خیلی قشنگ بود ها اما مشکل اینجاست که من هنوز نمی‌دونم چی می‌خوام. -خب چرا نمیری پیدا کنی چیزی رو که می‌خوای؟ +آخه چجوری؟ [...]

خیلی

توسط |۱۴۰۰-۳-۲۶ ۱۴:۱۸:۱۸ +۰۰:۰۰خرداد ۲۵ام, ۱۴۰۰|نقل قول|

به هر اندازه که ذهن ما از کثرت کلمات پربارتر باشد به همان اندازه اندیشیدن برایمان آسان‌تر، مایه دادن به مادۀ خام اندیشه‌ای که ذهن از آن بار برداشته ممکن‌تر و بیان آنچه در ذهن گسترش یافته سهل‌تر خواهد بود. چرا که «اندیشیدن» با «کلمات» صورت می‌گیرد… احمد شاملو مدتی است که از کلمه‌ی خیلی،خیلی درگفتارم و نوشتارم استفاده می‌کنم.این مسئله خیلی آزارم می‌دهد. در یک متن سی کلمه‌ای داشتن سه کلمه‌ی خیلی،خبر از این می‌دهد که من خیلی بحث دایره لغت را جدی نگرفته‌ام. امروز با خودم فکر می‌کردم اگر [...]

کلیشه

توسط |۱۴۰۰-۳-۲۶ ۱۴:۱۹:۴۴ +۰۰:۰۰خرداد ۱۶ام, ۱۴۰۰|خلاقیت, نقل قول|

در پاسخ ِ یک دوست: می خواهی بدانی کلیشه چیست؟ کلیشه یعنی بیش از آن که به کیفیت ِ کارَت فکر کنی، به این فکر کنی که خواننده و بیننده در بارۀ کارَت چه خواهد گفت، یا بعدش چه خواهد شد، یا هر آنچه گفته‌ای، با همان شدت یا آهستگی که خواسته‌ای بگویی، دریافت شده یانه. کلیشه یعنی این که از ترس ِفهمیده نشدن، آن چه را می‌فهمی ننویسی، و به جایش فکر کنی چه طور می‌شود فهمیده‌های پیشین را دوباره سر ِ هم کرد. کلیشه یعنی به زور، خودآگاه [...]