الهام خانم

توسط |۱۴۰۰-۲-۱۶ ۱۲:۱۳:۴۳ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۱۶ام, ۱۴۰۰|مقاله|

چند وقت پیش وقتی خسته از پیاده‌روی برگشتم پشت لپ تابم نشستم تا چیزی بنویسم. شروع کردم به نوشتن آنچه در پیاده روی گذشته و بعد نوشتم و نوشتم و نوشتم و ناخواسته رسیدم به نوشتن در مورد موضوعی که خیلی وقت بود ذهنم را درگیر کرده بود. از خیلی وقت پیش دلم می‌خواست در رابطه با آن موضوع متنی بنویسم. اما هر چه می‌نوشتم کلیشه‌ای و تکراری از آب در می‌آمد. این بار که پشت لپ تاب نشستم انگار همه چیز فرق داشت. انگار من آدم دیگری بودم و [...]

ذهن عزیزم چرا می‌روی؟

توسط |۱۴۰۰-۲-۹ ۱۰:۳۵:۱۸ +۰۰:۰۰اردیبهشت ۹ام, ۱۴۰۰|مقاله|

حضوری گر همی خواهید از این مقاله غافل نشوید. وقتی اولین بار قصد کردم آزمون رانندگی بدهم حسابی تمرین کردم. احساس می‌کردم همه چیز را خیلی خوب بلدم و می‌توانم همین اولین بار قبول شوم. همه چیز هم ظاهراً خوب پیش می‌رفت تا اینکه نوبتم رسید که آزمون بدهم. همین که پشت فرمان نشستم نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که دیگر نتوانستم فکر کنم. اصلا نفهمیدم چکار می‌کنم. همه چیز از ذهنم پاک شده بود. یادم رفته بود ترمز دستی را بکشم. همین کافی بود که تمرکزم را از دست بدهم [...]