آنچه از فلوبر یاد گرفتم

توسط |۱۴۰۰-۵-۱ ۱۴:۱۶:۴۹ +۰۰:۰۰مرداد ۱ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

فلوبر هم سعی کرد و سبک خودش را در فاصله‌ی نوشتن اولیه نسخه از رمان وسوسه سان آنتونیو که نثری آشفته، درهم ریخته و تغزلی دارد، و مادام بواری به دست آورد، رمان استادانه‌ای که در آشفتگی سبک و زبان جای خود را به سبکی یکدست و ناب داده است و هیجان‌ها و احساسات افراطی و تغزلی و سطحی نگری که در رمان اول دیده می‌شد، به خیالی از واقعیت در رمان دوم بدل می‌شود، در واقع این کار میسر نشد مگر با پنج سال کار و تمرین مافوق توان [...]

معلم‌های فوق‌العاده

توسط |۱۴۰۰-۴-۱۷ ۱۲:۱۰:۱۵ +۰۰:۰۰تیر ۱۷ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

برای من خیلی بهتر است که کتاب‌های مختلف با موضوعات متنوع بخوانم. شاید شما هم اینطور باشید.روحیه‌ی تنوع طلبی در ما انسان‌ها می‌طلبد هنگامی‌که روبروی کتابخانه‌ ایستادیم به جای برداشتن یک کتاب که یک بار خواندیم،کتابی برداریم که تا به حال نخوانده‌ایم. مدتی است این موضوع ذهن من را درگیر آیا واقعاً یک بار خواندن بعضی کتاب‌هاکافیست؟ امروز که نمایشنامه‌ی«بالاخره این زندگی مال کیه» برای بار دوم به دست گرفتم حس کردم یک تغییر محسوس در نحوه‌ی خواندن من پیش آمده. من بار اول بیشتر سعی می‌کردم به موضوع و [...]

نظم و خلاقیت

توسط |۱۴۰۰-۴-۱۳ ۱۵:۲۸:۲۴ +۰۰:۰۰تیر ۱۳ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

(از اتاق بیرون میایم تا یک لیوان آب بخورم. برق اتاقش هنوز روشن است.به طرف اتاقش می‌روم و در می‌زنم.) -ساعت نزدیک به دو شبه. تو هنوز بیداری؟ +آره یادم اومد امروز هیچ ننوشتم. دیگه همین الان دست به قلم شدم که یه چیزی بنویسم. -حتماً یه روز شلوغ داشتی آره؟ +راستشو بخوای نه امان از این اهمال کاری. توی کلیپای اینستاگرام غرق شده بودم. -ای بابا. +چند روزه که فک می‌کنم قلمم خشک شده. خبری از هیچ چیز خلاقانه‌ای نیست. اصن می‌دونی دست و دلم به نوشتن نمیره دیگه. [...]

بر هر درد بی درمان دواست

توسط |۱۴۰۰-۴-۱۲ ۱۹:۴۰:۵۳ +۰۰:۰۰تیر ۱۲ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

من آواز نمی‌خوانم چون خوشحالم؛ من خوشحالم چون آواز می‌خوانم! چند وقت پیش این جمله را در کتابی خواندم که از تأثیر حالات بدن بر ذهن می‌گفت. از آن زمان بود که صاف نشستن را جدی تر گرفتم(شاید هم اگر مثل من دوستی داشتید که تا صاف نمی‌نشستید از شما عکس نمی‌گرفت،به صاف نشستن عادت می‌کردید!) تنش‌ها و نگرانی‌ها خیلی سریع می‌توانند بر من اثر بگذارند. به محض اینکه کمی شرایط تغییر می‌کند کنترلم را از دست می‌دهم. گاهی هم انگار که از آینده آمده باشم هنوز اتفاقی نیفتاده نگران [...]

نوشتن به عنوان یک رشته دانشگاهی

توسط |۱۴۰۰-۴-۱۰ ۱۹:۴۷:۰۲ +۰۰:۰۰تیر ۱۰ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

این روزها که بحث کنکور داغ است به این فکر می‌کنم که اگر دانشگاه‌های ایران رشته‌ی نویسندگی تدریس می‌شد چه اتفاقی می‌افتاد. از طرفی خوشحالم چنین اتفاقی نیفتاده و در هیچ دانشگاهی به صورت جدی و اختصاصی خبری از رشته‌ی نویسندگی نیست. چون وقتی با خودم تصور می‌کنم قرار است دانشجویان این رشته جزوات تکراری و کلیشه‌ای را پشت سر هم بلغور کنند، رعشه به جانم می‌افتد. اینکه عده‌ای فقط به صرف قبول شدن در یک رشته یا به اجبار قلم دست بگیرند کمی می‌تواند خطرناک باشد. این مدتی که [...]

حوزه‌ی تخصصی

توسط |۱۴۰۰-۴-۶ ۲۰:۴۳:۱۴ +۰۰:۰۰تیر ۶ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

امشب در لایو استاد کلانتری بحث،بحث تخصص بود. اینکه باید به موضوعات مختلف نه بگوییم تا بتوانیم یک موضوع تخصصی را انتخاب کنیم. چند وقتی است که به این موضوع فکر می‌کنم. اینکه بتوانم یک موضوع اختصاصی را دنبال کنم و در یک حوزه متخصص شوم دغدغه‌ی دیگر این روزهایم است. من فکر می‌کنم تفاوت آدم‌های معمولی با آدم‌هایی که نامشان در تاریخ می‌ماند همین است که آنها به دنبال یک موضوع خاص رفته‌اند و کنار موضوع مانده‌اند. اینکه یک موضوع تخصصی باشد که آدم بتواند کنارش بماند حداقل برای [...]

ایده خلاقانه

توسط |۱۴۰۰-۴-۵ ۱۸:۳۰:۱۳ +۰۰:۰۰تیر ۵ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

امروز یک نفر زیر پست نقاشی‌های عجیب و غریب یک نقاش کامنت گذاشته بود:«بعضی از نقشا فقط می‌خوان خلاقیت بی سر و ته‌شونو به رخ بقیه‌ی نقاشا بکشن.» اولش سرسری از این کامنت رد شدم اما بعد به این فکر کردم که آیا خلاقیت هم محدوده دارد یا نه.اصلاً خلاقیت باید طوری باشد که فقط گروه خاصی موفق به درکش شوند یا عامه‌ی مردم بتوانند متوجه‌اش باشند؟! نکته‌ای که در مورد خلاقیت وجود دارد این است که بین خلاقیت و کلیشه خط بسیار باریکی وجود دارد. از طرفی کار خلاقانه [...]

نقل و نبات بهشتی

توسط |۱۴۰۰-۴-۴ ۱۹:۰۶:۵۶ +۰۰:۰۰تیر ۴ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

عمل نوشتن برای گرفتن پاداشی نیست نوشتن خود پاداش است. در نوشتن اگر صرفاً چشممان به مقصد باشد و نوشتن را به راهی برای شکنجه‌ی خودمان تبدیل کنیم راه به‌ جایی نخواهیم برد. نمی‌توانیم انتظار داشتم بعد از هر بار نوشتن کسی از آسمان نازل شود و به خاطر زجرهایی که حین نوشتن کشیده‌ایم برای ما از بهشت نقل و نبات بیاورد. خود عمل نوشتن باید تبدیل به نقل و نبات بهشتی شود. چگونه؟ راهش این است که دست خودمان را باز بگذاریم.مدام تلاش نکنیم مقایسه کنیم و راه تقلید [...]

یک تور به یاد ماندنی

توسط |۱۴۰۰-۴-۲ ۱۸:۵۷:۱۳ +۰۰:۰۰تیر ۱ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

یکی از دوستانم که رشته‌ی جهانگردی می‌خواند،از ما خواست ایده‌های خلاقانه برای توری که می‌خواهد طراحی کند بدهیم. من به او گفتم فضایی را طراحی کن که افراد حاضر در تور خودشان را معرفی کنند و از شغلشان بگویند. این تجربه‌ی خوبی بود که از شرکت در دوره‌های مختلف کسب کردم. معرفی آدم‌ها بهم اینکه از شغلشان حرف بزنند باعث متصل شدن آدم‌ها با علایق و ویژگی‌های مختلف می‌شود. ما با کسانی‌که وجه مشترک داریم،چه شغل چه طرز فکر،راحت‌تریم و ایده‌های خلاقانه‌تر ارائه می‌دهیم. همچنین ممکن است در این معرفی [...]

ترس این روزهایم

توسط |۱۴۰۰-۳-۳۱ ۱۶:۳۳:۳۲ +۰۰:۰۰خرداد ۳۱ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

این روزها در تلاشم به هر نحوی شده نوشتن را حفظ کنم. نوعی مقاومت درونی مانع می‌شود کارهایی که قبلاً انجام می‌دادم انجام دهم. کمی می‌ترسم که نکند نوشتن عزیزم را از دست بدهم. این ترس همیشه و همه وقت با من بود که چیزهایی که به آن دلبستگی دارم از بین بروند. از طرفی می‌دانم که ترس هم برادر مرگ است و هم مسبب اتفاقات بد. در تلاشم که هر طور شده حتی با نوشتن یادداشت‌های کوتاه در این وبلاگ نوشتن را حفظ کنم. امیدوارم به آینده که بتوانم [...]