اشرف مخلوقات الدوله

توسط |۱۴۰۰-۱-۲۸ ۱۰:۴۰:۴۶ +۰۰:۰۰فروردین ۲۸ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

خودمانیم ما آدمها واقعا  چه موجودات عجیب الخلقه‌ای هستیم. اصلا لنگه‌مان بر روی زمین یافت نمی‌شود. مطمئنم خود خدا هم وقتی داشت لقب مبارک اشرف مخلوقات الدوله را به ما عطا می‌کرد خوب می‌دانست با آمدن اینترنت این لقب را به او خواهیم داد! البته که واقعا اینترنت مخلوقی است که لقب اشرف برازنده‌اش است. ولی ما انسانها هم بعضی اوقات بدجور به او سجده می‌کنیم. گاهی لازم است در مقابل اشرف مخلوقات یعنی اینترنت شیطان گونه رفتار کرد. گاهی لازم است سجده نکرد. این همه صغرا و کبرا و [...]

یک تماس تلفنی بگیر!

توسط |۱۴۰۰-۱-۲۲ ۱۶:۵۲:۲۰ +۰۰:۰۰فروردین ۲۲ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

من از آن قسم آدمهایی بودم که حلقه‌ی ارتباطاتشان به چند نفر محدود می‌شد. از آنهایی که همان چند نفر منطقه‌ی امنشان بود و دلشان نمی‌خواست از این منطقه بیرون بیایند. شبی که قرار بود سایتم و پیجم را راه بیندازم حسابی گریه کردم! ترس از انتشار مطلب و مسیر نیمه تاریکم جای خود، از آدمهایی هم که قرار بود با آنها ارتباط بگیرم،می‌ترسیدم. برای من تولید محتوا نقطه‌ی عطف ماجرا بود. انگار که به حلقه‌ی جدیدی از آدمها برخورد کرده باشم. ترسم از ارتباط با آدمها ریخت. اما همچنان [...]

دلا نزد کسی بنشین..

توسط |۱۴۰۰-۱-۱۹ ۱۳:۵۱:۱۹ +۰۰:۰۰فروردین ۱۹ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

یکی از اشعاری که فکر می‌کنم تا حد زیادی نقشه‌ی راه باشد شعری است از مولانا. شعر می‌گوید: دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد مولانا خیلی زیبا به دلش می‌گوید با کسی همدل شو که عاشق است.  دلیل این توصیه می‌تواند این باشد که عشاق روزنه‌ی امیدی در دلشان روشن است. برای حفظ کاری، کسی یا حتی وسیله‌ای [...]

فرد اصیل

توسط |۱۴۰۰-۱-۱۸ ۰۷:۴۶:۳۳ +۰۰:۰۰فروردین ۱۸ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

در فرهنگ لغت من فرد اصیل،فرد ریشه داری که به دنبال حفظ و نشر ریشه‌های خود و البته رشد آن بدون هیچگونه تعصبی است،معنا می‌شود. فرد اصیل در حالیکه از نشر فرهنگ، افکار یا حتی کار مورد علاقه‌اش هراسی ندارد بدون هیچ خودخواهی و خودبرتری بینی خود را آماده‌ی شنیدن دیدگاه و نظرات دیگران می‌کند. ریشه‌ی انسانهای اصیل از تارهای کوچکی تشکیل شده که مجموعه افکار و نظرات اوست. او می‌داند که ریشه‌ی وجودش برای اینکه پوسیده نشود به اکسیژنی که از طرف دیگران می‌رسد نیاز دارد. از طرفی می‌داند [...]

این دنیا جای ماندن نیست!

توسط |۱۴۰۰-۱-۱۴ ۱۵:۱۳:۵۷ +۰۰:۰۰فروردین ۱۴ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

این دنیا جای ماندن نیست. هر روز شرایط ما بدتر از روز قبل می‌شود. مشکلات هر روز بیشتر و بیشتر می‌شوند. زور ما به هیچیک از اتفاقات جامعه نمی‌رسد. جوانیمان در این مملکت تباه خواهد شد. ما مردگان متحرکی بیش نیستیم.آرزوهایمان را با دستهای خودمان به خاک سرد سپردیم.... . . روزی چندبار این جملات را می‌خوانید؟اعتقاد شما چیست؟آیا کسی هست که امروزه به لطف شبکه‌های اجتماعی از اخبار بد جامعه بی خبر باشد؟ همه‌ی ما کم و بیش از وضعیت جامعه‌ باخبریم. بمب اطلاعاتی خبرهای بد، نفس کشیدن را [...]

من سیر نیستم!

توسط |۱۴۰۰-۱-۱۰ ۱۷:۴۱:۳۴ +۰۰:۰۰فروردین ۱۰ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

+چرا غذاتو پس زدی؟ -چون سیرم. +واقعا؟ -آره سیرم. +خوب باشه من غذا رو می‌برم و دیگه اینجا نمیام. -به همین راحتی میخوای بذاری بری؟ +من چند بار اومدم. غذا درست کردم.تلاش کردم.ولی تو همه رو پس زدی وقتش نشده که برم؟ (اخمهایش در هم میرود) -چرا شما هیچ کدام به من اهمیت نمی دید؟ +وا!دیگه باید چکار کنیم؟ غذا میاریم میگی سیرم. می ریم میگی به من اهمیت نمی دید. خب چه کنیم دیگه؟از سود و اینها که خبری نیست.ما آدمیم خسته میشیم میریم سراغ یه کار دیگه -یکبار [...]

من از تو بدبخت ترم!

توسط |۱۴۰۰-۱-۹ ۱۶:۰۷:۳۶ +۰۰:۰۰فروردین ۹ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

من به کلمه‌ی گوش و تمام کلماتی که به گوش ربط دارند اعم از شنیدن علاقه‌ی شدیدی دارم(شاید به این دلیل که این کلمه به نام خانوادگی‌ام شبیهاست!) شاید حرفی که می‌خواهم بزنم ربطی با نوشتن نداشته باشد.اما فکر می‌کنم به عنوان دارنده‌ی یک رسانه این رسالت را دارم حرفهایی جدی به غیراز نوشتن هم بزنم و گاهی وارد جاده خاکی شوم. یکی از موارد که فکر می‌کنم خوب است همه‌ی ما تمرینش کنیم راه نینداختن بازی «من از تو بدبخت ترم»است! چند وقت پیش از آقای شاهین کلانتری حرفی [...]

از خوره‌های مغزمان استفاده کنیم

توسط |۱۴۰۰-۱-۸ ۱۷:۳۶:۵۹ +۰۰:۰۰فروردین ۸ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

در روز چند بار سرتان پر از جر و بحث می‌شود؟ چند بار خودتان را به ساحت مقدس دادگاه درونتان معرفی و اتهامتان را قبول می‌کنید؟ چند بار در روز بر روی حکم قاضی اعتراض می‌زنید؟ چند بار با زنعموی مرحومتان سر اینکه به شما گفته بود تو بلد نیستی حرف بزنی جر و بحث می‌کنید؟ مطئنم حتی اگر دلتان نخواهد که خودتان را به دادگاه معرفی کنید یا زنعمو نداشته باشید باز هم اختلافات و جر و بحث های درونی شکل می‌گیرد.(چشم بسته غیب گفتم می دانم!) دیالوگ های [...]

آیا آنها قاتل بودند؟

توسط |۱۴۰۰-۱-۷ ۱۴:۰۶:۵۹ +۰۰:۰۰فروردین ۷ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

معلمی داشتم که می‌گفت:«زمان ما استخر و آموزش شنا به شکل الان نبود. اگه می‌خواستن به بچه‌ای شنا یاد بدن می‌بردنش نزدیک یه رودخونه.پرتش می‌کردن تو آب. بعد مجبورش می‌کردن دست و پا بزنه.ما شنا رو اینطوری یاد گرفتیم بخاطر همین هم تو هرجایی یا هر عمیقی از آب می‌تونیم شنا کنیم.» وقتی این ماجرا را تعریف می کرد با خودم گفتم شاید پدر و مادرهای آن دوره قاتل بودند که بدون آموزش بچه‌هایشان را رها می کردند و از آنها می خواستند به شکلی وحشتناک شنا یاد بگیرند. پدر [...]

به تعداد آدمهای روی زمین

توسط |۱۴۰۰-۱-۶ ۱۵:۴۹:۲۱ +۰۰:۰۰فروردین ۶ام, ۱۴۰۰|دسته‌بندی نشده|

-این موضوع تکراریه! +یعنی چون تکراریه من نمی‌تونم انتخابش کنم؟ -اگر با کلیشه و تکراری بودن مشکلی نداری چرا که نه مختاری. +مشکل که دارم ولی -پس دیگه چه میگی؟ +می دونی به این فکر می کنم که درسته موضوع تکراریه اما من که تکراری نیستم. -تو تکراری نیستی یعنی چه؟ +یعنی از من فقط یک نفر در دنیا وجود داره. قبول داری؟ -بله +یعنی من اثر انگشت خاص خودم رو دارم. -خب حرفت رو بزن +می خوام بگم من اگر اثر انگشت خاص خودم ر دارم می تونم بیان [...]