امروز یک نفر نوشت:مدیریت که قشنگ تره.

 

این نظر در رابطه با کلمه‌ی سالی بود که من انتخاب کرده بودم.کلمه‌ی کنترل.

چند وقتی می‌شد که به دنبال یک کلمه‌ی مناسب برای سال جدید می‌گشتم. اولین کلمه‌ای که انتخاب کردم کلمه‌ی عمیق بود. چون متوجه شده بودم به اندازه ی کافی آدم دقیقی نیستم!از خیلی مسائل، سطحی می‌گذرم.

کلمه‌ی بعدی شد کلمه‌‍‌ی تعادل. به این دلیل که من خیلی سخت می توانم بین بخش‌های مختلف زندگیم تعادل ایجاد کنم.

برای همه‌ی اینها دلیل داشتم اما کلمه ی کنترل دیشب خیلی اتفاقی بین همه‌ی این کلمات تصویب شد چرا؟چون دیشب متوجه شدم من به بیشتر از هر چیزی به مهار احساسات و به مهار زبانم نیازمندم. من بیشتر از هر چیزی نیاز دارم بارزسی کلی درباره  ی روزم و زمانم انجام بدهم.

دیشب بعد از اینکه زبانم حرفی را زد که نباید می‌زد متوجه شدم هر چه که من در این زندگی می‌کشیم از کنترل نکردن است. نگاه سطحی می تواند یک هدف باشد.

ایجاد تعادل می تواند در نتیجه‌ی کنترل زمان باشد. مدیریت می‌تواند بعد از مرحله‌ی کنترل انجام شود. اما در این لحظه و در این برهه‌ی زمانی من به کنترل نبازمندم. (کنترل تلویزیون نه ها)