سلام

نامه‌ی چهارم را برایت می‌نویسم. در ادامه‌ی بحث عنوان این بار می‌خواهم در رابطه با شناخت مخاطب برایت بگویم.

وقتی عنوانی را می‌نویسی یعنی هشتاد درصد کار را انجام داده‌ای.قطعاً در این هشتاد درصد باید اطلاعات کافی به مخاطبت بدهی و برای این کار نیاز داری مخاطب تو محصولت را به درستی شناسایی کنی.

بعد از شناسایی باید نام گروه مخاطبت را باید در آگاهی ذکر کنی. محصولت برای چه گروهی است؟کودکان؟مادران یا پدرانشان؟یا هر سه؟اگر محصول برای همه است نباید طوری بنویسی که مثلاً مردها به راحتی از کنار محصولت رد شوند.

اگر محصولت مربوط به افراد بالای شصت و پنج سال می‌شود باید این را در عنوانت ذکر کنی.

سبک و سیاق یک نوشته، نوع کلماتی که استفاده می‌کنی،ساختار پیام تبلیغاتی و حتی رسانه‌ای که در آن دست به انتشار تبلغت زده‌ای باید متناسب با مخاطبت نوشته شوند.

مثلاً اگر می‌خواهی کودکان را جذب یک اسباب بازی خاص کنی فکر نمی‌کنم صفحات روزنامه یا تیتر زدن در سایت‌های خبری بتواند کمک زیادی به فروش محصولت کند.

لحن نوشتن و نوع کلمات هم خیلی مهم است. مثلاً اگر محصولت مربوط با خانمهاست،بهتر است دست بر روی کلماتی بگذاری که خانمها روی آنها حساسند و می‌دانی که جذبش می‌شوند.

می‌بینی صنعت تبلیغات نیازمند این است که روانشناسی هم بلد باشی و دانستن نکات مربوط به تبلیغات به تنهایی کافی نیست. کاری سختی در پیش داریم که فقط در کنار هم می‌توانیم به سرانجامش برسانیم.

ارادتمندت

مهدیس

نامه‌ی سوم: